سفارش تبلیغ
مسابقه صبح رسانه
مسابقه صبح رسانه




اندیشه نگار


دلم میخواست
 میتوانستم خاطراتم را دستکاری کنم
میرفتم به سالها قبل
تو را میان تمام نداشته هایم
جای میدادم
و حضورت را
عاشقانه به نظاره می نشستم
با تو شکل می گرفتم
با تو بزرگ میشدم
و غرق در آرامشت میساختم
از جرعه ی محبتت
مینوشیدم و ...
کاری میکردم  تا بتوانم
نگاهم را به چشمانت خیره نگاه دارم
و ذوب نشوم از شعاع سوزانش
دلم میخواست عشق می آفریدیم و احترام
تا فرداها ....فردا ها ....
تا بی تو نمانم هرگز
تا رهایم نکنی میان زمین و آسمانها ....
تو که من بی تو
گمشده ام
و هر چه میگردم‌
پیدا نمیشوم .....

اندیشه نگار

 

979

فرداها

 


نوشته شده در دوشنبه 98/7/8ساعت 3:49 عصر توسط اندیشه نگار نظرات ( ) |


 Design By : Pichak