سفارش تبلیغ
صبا


اندیشه نگار

مسافرم..... 

از میان لباسهایم ؛

آن دامن دلخواه تورا... 

و پیراهنی که مطلوب تو بود...

در بر خواهم کرد، 

موهایم را آنگونه میآرایم که باز هم 

همان* دلبر رویایی تو در آینه*

تداعی شود.... 

 

تسبیحم را به دست میگیرم و 

اشکهای دانه دانه ام را 

با دانه های تسبیح 

هماهنگ 

بر روی گونه هایم 

جاری میکنم 

مصمم قدم بر خواهم داشت 

به جاده قدم میگذارم 

و دل به دریا میزنم 

رها از خیال تو.... 


یادم هست قطاری از کنار ساحل میگذرد

شاید بامسافرانش همراه شدم... 

به دنبالم نگرد .... 

اگر... بازگشتی در کار بود.....شاید..... 

به یادم مانده باشی... 

و اگرنه 

به خاطر داشته باش 

برای تو

"دلی به دریا زدم که از آب واهمه داشت " 

......

 

 

 

اندیشه نگار

از من به من  


نوشته شده در سه شنبه 96/9/21| ساعت 1:4 عصر| توسط اندیشه نگار| نظرات ( )